X
تبلیغات
زولا

در دوران جوانی و جهالت همیشه فکر میکردم خیلی زایمان طبیعی به سزارین ارجهیت داره مهمتر از اون جنبه ی زیباییش و جاش نمیومونه و کلاسش...!الان دیگه با اینکه خیلی دوس داشتم آخرش خودم بچه بگیرم حتی تو اتاق زایمان هم نمیرم!زده شدم شدیدا"...حداقل توی ایران یه چند دهه کار داره تا زایمان طبیعی روش برتر باشه...فکر کن زنه رو میخوابون هی بهش فحش میدند که خفه شه و  زور بزنه... از اون ور هی آمپول زور و... تا زودتر بچه اش بیاد پایین و بعد تو یه کثافتی که بدبخت نمیتونه تکون بخوره و از چند متری اتاق بوی ادار و مدفوع خفه ات میکنه...یعنی حاضرم پزشک عمومی بمونم وتو این لجن نرم!

میگند نب تند زود عرق میکنه...یکی از دوستهای خیلی نزدیک مامانم پارسال فوت کرده بود ما رفتیم مراسمش...شوهرش خودشو کشت گریه و زاری پرید تو قبر که منم خاک کنین و اینها...هفتمش وصیتش رو خوندند که گفته بود برای شوهرم زن بگیرید براش سخته و طاقت تنهایی رو نداره شوهره عصبانی شد نامه رو پاره کرد که نه زنم ماه بود و گل بود و فلان بود من میمیرم و اصلا" زندگی برام نیست و...تا یه مدت بیرون نمیرفت و یه سال سیاه میپوشید تا امروز گفتن با یه دختره بیست سی ساله ازدواج کرده! :|

تابستونو دوس دارم با همه گرماش از همه فصلها بیشتر!دلم میخواد انقدر زیر آفتاب بمونم که ذوب شم!ولی عجب ماه رمضونی شد امسال!خداییش اونایی که روزه گرفتند خدا باید بهشون توجه زیادی کنه کار خیلی بزرگی کردند از نظر من!!من هیچی نگرفتم ولی خب کافر هم که نیستم خیلی تشویق میکنم همه رو!!آخه وقتی میتونستم روزه بگیرم مثل جهنم بود اینجا...الان که نمیتونم جون میده برای روزه گرفتن!خدا تو پروندم دمای هوا رو لحاظ میکنه حتما!

فعلا" فقط از سر تنهایی دنیای واقعیم مینویسم خودم میدونم اثر ادبی نمی نویسم!ولی باز خیلی روحیه بخش بود و بسیار مایه ی خوشحالی....مرسی هفته نامه ی سلامت!:)

+تاریخ سه‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 01:52 ق.ظ نویسنده فینگیلی | 29 نظر

@message